AMES Courses

کسانی که در تکاپوی گرفتن ویزای Skilled Migrant هستند حتما میدونند که داشتن آیلتس برای همسرشان که Main Applicant نیستند اجباری نیست. اما در این صورت باید یک پولی (زمان ما حدود ۲ میلیون تومان بود) را به حساب اداره مهاجرت واریز کنند تا بعد از ورود به استرالیا امکان شرکت در کلاسهای AMES را داشته باشند. خبر خوب اینکه اگر همسرتان آیلتس هم داشته باشد باز می تواند در این کلاسها شرکت کند. این موسسه دارای ۳ سطح کلاس برای زبان انگلیسی است که بسته به تعیین سطحتان در مصاحبه شفاهی، می توانید در یکی از این سطوح ثبت نام کنید. طول این دوره حدود ۵۰۰ ساعت می باشد که تقریبا به اندازه گذراندن یک سطح کامل می باشد. یعنی اگر مثلا شما در اول سطح یک قبول شده باشید تنها تا آخر سطح یک می توانید آنرا ادامه بدهید و سطح بالاتر نمی توانید بروید. این کلاسها هم به صورت تمام وقت یعنی هر روز از ساعت ۹ تا ۱۴:۳۰ و هم به صورت سه روز در هفته ارائه می شود. حتی اگر امکان حضور در کلاس را به هر دلیلی نداشته باشید می توانید از کلاسهای از راه دور (اینترنتی) استفاده کنید. برای کسانی هم که بچه کوچک دارند در هر مرکز AMES محلی برای نگهداری بچه ها به صورت رایگان تعبیه شده که با خیال راحت می توانید بچه تان را آنجا بسپارید.

Adault Migrant English Service

به محض ورود به استرالیا حتما ثبت نام در این کلاسها را جزء اولین کارهایتان بگذارید چون ظرفیت کلاسها پر می شود و باید تا ترم بعدی صبر کنید. توصیه می شود که تاریخ پروازتان را طوری تنظیم کنید تا حداکثر بعد از یک ماه همسرتان بتواند در این کلاسها شرکت کند. چون علاوه بر مساله زبان، این کلاسها موجب افزایش اعتماد به نفس می شود که در ماههای اول معمولا به شدت مورد نیاز است. ما که ۲۲ می امسال اومدیم یک ماه بعد همسر گرامی به این کلاسها رفتند و تا یک هفته دیگر ترم اولشان تمام میشود. آمدن در ماه می این خوبی را هم دارد که به آخر سال مالی اینجا می خورد و شما برای خرید اولیه زندگی می توانید از تخفیفهای اساسی استفاده کنید. به علاوه در آغاز سال مالی جدید شرکتها برای استخدام نیروی جدید اقدام می کنند که شانس کار پیدا کردن افزایش می یابد. ما هم از این تجربه دوستان استفاده کردیم و ضرر نکردیم.

اما برای Main Applicant ها و حتی همسرانشان که نمرات آیلتس بالایی دارند دو نوع کلاس در AMES وجود دارد که با وجود کوتاه بودن دوره (حدود یک ماه و نیم)، بسیار بسیار مفید است. دوره English For Employment که شرط داشتن آیلتس ۶ به بالا و دوره Skill Max که در زمان ما شرط داشتن آیلتس ۷ را میخواست ولی الان میگن مثل اینکه به ۶ کاهش پیدا کرده. به هر حال من در دوره EFE شرکت کردم که تمرکز اصلی آن روی نحوه رزومه نویسی و کاریابی و مصاحبه می باشد و در کنار آن روی یکسری گرامرها هم کار میکنند. ولی مزیت اصلی آن همان پیدا کردن مهارتهای کاریابی می باشد. همچنین اینکه چگونه رزومه بنویسیم تا بتوانیم نظر آژانسهای کاریابی را جلب کنیم بسیار حائز اهمیت است. من شنیدم که دوره Skilled Max هم به همین موارد می پردازد و نمیدونم چرا آنها را از هم جدا کرده اند! خلاصه مطلب اینکه شرکت در این دوره از نان شب هم واجب تر است. این سایت لینکهای بسیار خوبی در این زمینه دارد که یکی از منابع اصلی دوره ما بود. حتما قبل از اومدن اون رو مطالعه کنید که حداقل یکسری تکنیکهای رزومه نویسی را در رزومه هایتان بکار ببرید و در ابتدا روزمه نسبتا معقولی داشته باشید. یک خوبی دیگر این دوره اینست که روی رزومه هایتان کار می کنند و انها را از نظر گرامری و ساختاری اصلاح می کنند.

از آنجا که این دوره ها هم خیلی زود پر می شوند حتما سریع برای ثبت نام اقدام کنید. اگر هم پر شده باشند با کمی اصرار ثبت نامتان می کنند. چون معمولا وسط دوره کم کم از تعداد نفرات کلاس به علت کار پیدا کردن کاسته می شود و جای خالی ایجاد میشود. من خودم دو هفته آخر کلاس را نرفتم.

موفق باشید.

معرفی گرین آیلند

اولین هفته کاری را سپری کردم. از همه دوستانی که لطف داشتند و پیغام تبریک نوشتند تشکر میکنم. نظرات شما دوستان عزیز بی شک قوت قلبی برای ما است و خواهد بود. 

در این پست می خواستم خبری را مبنی بر آغاز به کار گروهی از وبلاگ نویسان خوش نام مقیم سیدنی (مهندس ارنست، مهاجرت نامه و باد صبا) در قالب شرکت گرین آیلند به شما معرفی کنم. این گروه مجرب سعی می کنند که تجارب خودشان را در زمینه مهاجرت به استرالیا در اختیار کسانی که در آغاز این راه هستند بگذارند. من به عنوان کسی که در ابتدا با یکسری از این مشکلات برخورد کرده ام و میدانم که توصیه ها و کمک های افراد باتجربه چگونه می تواند کمک بزرگی باشد، بر خود واجب می دانم که این گروه را به شما معرفی کنم . با شناختی که از اعضای اصلی این گروه دارم مطمئن هستم که در صورت نیاز می توانید از خدمات آنها بهره کافی را بگیرید و در همین جا در آغاز شروع به کار رسمی این گروه، برای آنها آرزوی موفقیت در انجام خدمات خود به هموطنان عزیز را دارم.


وضعیت سفید اعلام می شود

بالاخره شاهین اقبال روی شانه های من هم نشست و بعد از یک ماه و نیم دنبال کار بودن به طور معجزه وار تو یک شرکت کوچک نرم افزاری استخدام شدم. بماند که در این مدت چه فشارهای عصبی که متحمل نشدیم. من در طول این مدت برای حدود ۹۰ مورد آگهی اقدام کرده بودم ولی از هیچ یک به غیر از یکی جوابی نشنیدم. بعضی ها که خیلی با مرام بودند در صورت عدم موفقیت یک ایمیل میزدند که متاسفانه شرایط شما با مشخصات فرد مورد نظر ما همخوانی ندارد و ما به دنبال موقعیت متناسب با شما خواهیم بود. یعنی وعده سر خرمن! در صورتی که من تمام شغلهایی که اقدام کرده بودم کاملا با تخصص من متناسب بود! نا گفته نماند که ۴، ۵ مورد تماس نلفنی از شرکتهای کاریابی داشتم که برای کامل کردن بانک اطلاعاتی خودشان فقط سوالات کلی ازم پرسیده بودند.

تنها موردی که جواب مثبت دریافت کردم یک شرکت نرم افزاری بود که خود آن مستقیما آگهی داده بود و به همین دلیل دیگر پای آژانس های کاریابی در میان نبود. خلاصه بعد از یک مصاحبه تلفنی به مصاحبه حضوری دعوت شدم. قبول دارم که در مصاحبه حضوری با مدیر عامل شرکت خیلی بد ظاهر شدم و عملا خودم را گم کرده بودم. چون من با دید مصاحبه فنی و عملی رفته بودم و آمادگی پاسخگویی در مورد مسائل کلی نداشتم. به همین دلیل امیدی نداشتم که بتوانم موفق باشم. همین طور هم شد و بعد از دور روز با خبر شدم که شرکت نفر دیگری را انتخاب کرده است. من هم همچنان به ارسال رزومه به جاهای مختلف ادامه میدادم. به تازگی هم تعداد آگهی ها خیلی کم شده بود و وضعیت بسیار نگران کننده بود. اما از آنجا که گفته اند در نا امیدی بسی امید است و باید اعتراف کنم که بعد از سی و سه سال من تازه معنی واقعی این جمله را فهمیدم، بعد از یک هفته، تلفنی از همان شرکت شد که به کلی همه چیز را تغییر داد. شانس بزرگی که من آورده بودم این بود که اونها به هر دلیلی با فرد انتخابی قبلی به توافق نرسیده بودند و خواسته بودند یک شانس مجدد به من بدهند تا در کار خودم را نشان بدهم و اگر در مدت دو روز بتوانم توانایی هایم را ثابت کنم با من قرارداد ببندند.

شانس بزرگ من این بود که لیدر فنی شرکت که الان جزء یکی از بهترین دوستان من است، یک فرد ایرانی بود و با مطالعه مجدد رزومه من به مدیر عامل شرکت گفته بود که شاید در مصاحبه حضوری من نتوانسته ام خودم را آن طور که باید نشان بدهم. به همین دلیل از او خواسته بود که به صورت عملی از من تست بگیرند. این بود که درهای رحمت الهی یک دفعه به روی من باز شد و امروز تونستم با شرکت قرارداد ببندم. معلوم نبود که اگر این دوست عزیز نبود من چه مدت دیگر باید بیکار بودم و با توجه به شرایط جاری امیدم خیلی کم شده بود. به هر حال من بعد از خدا این کارم را مدیون این دوست ایرانی عزیز میدانم. از صمیم قلب آرزو میکنم بقیه دوستانی هم که به دنبال کار هستند به زودی به هدفشان برسند و همانطور که بقیه دوستان ما را در این مدت دعا کردند من هم برای همه دعا میکنم.