گردهمایی آی تی کاران ایرانی مقیم سیدنی

دیروز اولین گردهمایی متخصصین آی تی مقیم سیدنی در پی دعوتی که ار این گروه در Linkedin توسط مهندس ارنست شده بود، در یک کافی شاپ حول و حوش اپرا هاوس برگزار گردید. در حالی که انتظار میرفت حدود 15 نفر در این گردهمایی شرکت کنند ولی تقریبا دو برابر این تعداد آمده بودند که باعث شد جایی که برای آن در نظر گرفته شده بود کوچک بیاد. 

هدف اصلی از ایجاد این گروه، ایجاد شبکه ارتباطی ایرانیان متخصص آی تی با همدیگر است که بتوانند در امور کاریابی و ایجاد فرصت های شغلی مناسب به همدیگر کمک کنند. فلسفه این کار این است که در استرالیا طبق آمار رسمی 80 درصد فرصت های شغلی از طریق Networking بدست میاید و سهم مهاجرین تازه وارد از این شبکه کاری عملا صفر است. یعنی در عمل شما مشاغلی را که در سایتهای کاریابی می بینید تنها 20 درصد کل فرصت های شغلی را در بر می گیرند. چرا که شرکتها قبل از اینکه به صورت عمومی آگهی استخدام درج کنند، به صورت داخل سازمانی آگهی می دهند و از کارکنان خود می خواهند اگر کسی را مرتبط با شغل مورد نظر سراغ دارند معرفی کنند. حتی اگر فرمهای Application برخی از شرکتها را دیده باشید یکی از آیتمهایی که باید به آن پاسخ دهید این است که آیا شما از طریق شخصی درون شرکت معرفی شده اید یا نه؟ که اگر جواب مثبت باشد یک امتیاز مثبت به حساب میاید. دقت کنید که این کار را با پارتی پازی که به نوعی در ایران داریم اشتباه نگیرید. چرا که اینجا مقوله شایسته سالاری در اکثر جاها رعایت می شود. 

نکته جالب دیگر اینست که حتی برخی شرکتها به کسانی که فردی را برای کار جدید معرفی کنند پاداش مالی در نظر می گیرند و در واقع درصد بسیار کوچکی از کارمزدی را که باید به یک شرکت کاریابی پرداخت می کردند به کارمند خود می دهند و در عوض تا حدودی خیال خود را راحت می کنند.

این توضیحات را دادم تا اهمیت شبکه های کاریابی را در استرالیا مشخص کنم و ناگفته پیداست که ایرانیان به علت تک گرایی و عدم همکاری های اجتماعی که ریشه در فرهنگ کهن ما دارد از این سفره ای که پهن است کمترین استفاده را می کنند. لذا شروع این جلسه آشنایی را به فال نیک میگیریم و امیدواریم مثل اکثر گروههای اجتماعی به انحراف یا انحلال منتهی نشود.

تنها نکته ای که در این جلسه اول به وضوح به چشم می خورد این بود که حدود 80 درصد افراد شامل کسانی بودند که به تازگی وارد سیدنی شده بودند و به دنبال کار بودند. لازمه موفقیت این شبکه حضور فعال افرادی است که سابقه طولانی تری در استرالیا دارند و در حال حاضر دارای شغل هستند. چرا که قرار است آنها به تازه واردین در زمینه کاریابی کمک کنند. البته حضور تنها فیزیکی نیست بلکه فعال بودن در گروه Linkedin می تواند بازدهی را بالا ببرد. 

اگر بخواهم تحلیل خودم را از فعالت اصلی این جمع بیان کنم می توانم این گروه را به سه دسته اصلی افراز کنیم. دسته اول تازه واردینی هستند که احساس نیاز به کاریابی آنها را به جمع پیوند میدهد. دسته دوم شاغلینی هستند که به دنبال فرصت شغلی بهتر هستند و دسته سوم شاغلینی هستند که دیگران را از فرصت های شغلی ایجاد شده در محل کار خود مطلع می کنند. تجربه نشان داده است که هر کسی در هر زمان ممکن است در یکی از این دسته ها قرار گیرد و هیچ تضمینی نیست که کسی که الان شاغل است فردا بی کار نباشد و بالعکس. پس اعتقاد به کار گروهی ،گسترش و تحکیم این شبکه ایرانی به سود همگان خواهد بود. 

از حاشیه های خوب این جلسه باید به ملاقات تعدادی از وبلاگ نویسان اشاره کنم که قبلا اگر در دنیای مجازی با هم آشنا بودند الان فرصتی پیش آمده بود که از نزدیک همدیگر را ملاقات کنند. از این جمع به نوبه خود سعادت این را داشتم که با دوستان عزیز دامون، امیر، محمد برای اولین بار دیدار کنم که قبلا از طریق وبلاگ آشنا بودیم که در اینجا لازم میدانم به همه آنها خیر مقدم عرض کنم و برایشان در زندگی جدید آرزوی موفقیت کنم. همچنین از دیگر وبلاگ نویسان و دوستان قدیمی باید به حضور علی و منیژه نیز اشاره کنم. شاید افراد دیگری نیز بودند که من چون اطلاعی از فعالیت وبلاگ نویسی آنها نداشتم در اینجا عنوان نکردم و شاید در آینده باهم آشنا شویم.

 


دو درس جدید در کاریابی

به دو نکته جدید در پروسه کاریابی برخورد کرده ام که بهتر دیدم آنرا در اختیار بقیه دوستان نیز بگذارم. 

نکته اول: وقتی برای یک کاری اقدام میکنید و بنا به هر دلیلی بعد از مصاحبه با شرکت موفق نمی شوید که کار را بگیرید هیچ گاه دور آن شرکت خط قرمز نکشید و فکر نکنید چون آنها یک بار شما را رد کرده اند دیگر شانسی ندارید. به عنوان مثال من 3 ماه قبل در یک قدمی گرفتن کار بودم که بنا به دلیل غیر فنی من رو قبول نکردند. طی فیدبکی که از شرکت کاریابی مربوطه گرفتم فهمیدم که از نظر فنی مشکلی نداشتم و چون باید یک نفر را انتخاب میکردند حالا قرعه شانس به نام یک نفر دیگه افتاده است.

چند وقت پیش دوباره یک آگهی در seek دیدم و با توجه به یک سری نشانه ها فهمیدم که دوباره همان شرکت است. یک ایمیل به شرکت کاریابی مربوطه زدم و با توجه به شناخت قبلی که از من داشتند دوباره اون فرصت قبلی رو یادآوری کردم و تاکید کردم که من شانس بالایی دارم که کار را بگیرم چون از نظر فنی من را رد نکرده بودند. این را بگم که معمولا شرکتهای کاریابی کسی را که قبلا ناموفق بوده دوباره امتحان نمی کنند. برای همین اولش احساس کردم که نمی خوان من رو معرفی کنند چون همش امروز فردا میکردند. بالاخره بعد از 3 روز با من تماس گفتند که مدیر شرکت من را از مصاحبه قبلی به یاد داره و میخوان یک بار دیگه با من صحبت کنند. این بود که فردا صبح بعد از یک صحبت کوچک 20 دقیقه ای به من گفتند که میتونم از دوشنبه هفته بعد شروع به کار کنم. :)

این بود که دیروز یک قرارداد 6 ماهه با این شرکت نسبتا" خوب امضا کردم و حداقل تا 6 ماهه دیگه خیالمون راحت میشه. :)

نکته دوم: طی تجربه ای که از دفعه قبلی بدست آورده بودم و جریان آنرا در 4 قسمت سریالی برایتان توضیح داده بودم، با اینکه همزمان با این کار 6 ماهه یک کار Permanent در یک شرکت خوب داشت برام جور میشد(یعنی هنوز هم امید زیادی هست که جور بشه) ولی اینبار نقد رو چسبیدم. پس نکته دوم اینست که معمولا (نه همیشه) همزمان با گرفتن یک کار، فرصت های وسوسه انگیز دیگری برای آدم پیش میاد که به نظر میاد حداقل در سالهای اول آدم وسوسه نشه بهتره. 


به امید موفقیت همه جویندگان کار تا بعد. 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: از همه دوستانی که لطف کرده و پیام تبریک گذاشته اند، کمال تشکر را دارم. 

یک سال گذشت...

به همین راحتی ...

 انگار همین دیروز بود ...