اوقات شرعی به وقت دنیا

یکی از سوالاتی که ممکن است در خارج از ایران برای اهل نماز و روزه پیش بیاد اوقات شرعی نماز به وقت محل سکونت می باشد. به همین دلیل به مناسبت فرا رسیدن ماه رمضان خواستم آدرس این سایت را معرفی کنم تا شاید به دردتان بخورد. از نکات قابل توجه این سایت این است که ابتدا باید در قسمت تنظیمات ناحیه محل سکونت خود را مشخص کنید که پس از آن هر موقع به سایت مراجعه می کنید اوقات شرعی آن محل را دقیق نشان می دهد. 

بنا به روایاتی ماه رمضان در سیدنی از امروز جمعه آغاز شده است و برخی دیگر فردا را اولین روز می دانند. امروز موقع مغرب که من به این سایت رفتم متوجه شدم که یک شمارش معکوس در آن تعبیه شده است که در واقع میزان زمان باقیمانده تا اذان بعدی را نشان می دهد. دقایقی قبل از شروع اذان مغرب نوای زیبای ربنای استاد شجریان پخش شد و بلافاصله اذان مغرب شروع گردید. شنیدن نوای ربنا برای ما بسیار نوستالجیک بود و حسابی خوش به حالمان شد.

به هر حال ممکن است سایتهای دیگری هم در اینترنت پیدا کنید. از همین جا ماه رمضان خوبی را برایتان آرزومندیم.

کنسرت گوگوش

هفته پیش جاتون واقعا خالی کنسرت گوگوش عزیز رفتیم. بودن در جمع هموطنان و دیدن احساسات ایرانی شب قشنگی را برامون ایجاد کرد. به گفته دوستان که تجربه کنسرتهای قبلی از خوانندگان دیگر را داشتند این کنسرت در کنار کنسرت سال قبل ابی یکی از بهترین کنسرتهای ایرانی برگزار شده در سیدنی بود. ما که حسابی لذت بردیم. نام این کنسرت رد پای خاطره بود که الحق خاطرات زیادی را برای حاضران زنده کرد. جمعیتی بین 3 تا 4 هزار نفر آمده بودند و مکان کنسرت واقع در Darling Harbor یکی از زیباترین مکانهای گردشگری سیدنی بود.

میتونم بگم گوگوش در این کنسرت سنگ تمام گذاشت و ترانه هایی از دهه چهل به اینور با قدرت و کیفیت بالا خواند که بر دل کلیه حضار نشست. تک تک ترانه هایی که خوانده شد همراه بود با اشکها و لبخندهایی که میشد در چهره تک تک ایرانیان حاضر دید. این شب زیبا و به یاد ماندنی در دفتر خاطرات من یک برگ درخشان به یادگار گذاشت.تنها افسوس خوردم که چرا همه مردم عزیز کشورم نمی تونند از داشتن چنین کنسرتهایی لذت ببرند و همصدا با خواننده مورد علاقه شان بخوانند و ترانه ها را زندگی کنند. 

در یوتیوب می تونید گوشه هایی از این کنسرت به یاد ماندنی را ببینید. برای نمونه این و این و این را ببینید. مخصوصا لینک آخری که ترکیبی از ترانه های مختلف بود و به نظر من بهترین قسمت کنسرت بود. به امید داشتن ایرانی آزاد و آباد خداحافظ تا بعد ...

در جستجوی کار - Local Experience

عملا حدود ۳ هفته است که برای کار اقدام کرده ام و دارم رزومه ام را برای هر موقعیت شغلی مناسب با رشته و تخصصم ارسال می کنم. البته چند روزی را به خاطر مشکلات خاص نتوانستم روی این کار تمرکز کنم و بهتره بگم ۲ هفته بصورت مفید دنبال کار هستم. در این مدت کوتاه کم کم دارم به عمق فاجعه بحران اقتصادی پی می برم. چرا که وقتی خودم را با دوستانی که یک سال قبل اینجا آمده اند و در همان هفته های اول موفق به گذراندن چندین و چند مصاحبه حضوری شده اند مقایسه می کنم می بینم که از حدود ۴۰ موردی که برایشان اقدام کرده ام تنها ۳ مورد تلفن ناقابل از طرف آژانسهای کاریابی و ۵ مورد ایمیل عدم تطابق رزومه با موقعیت کاری، چیز دیگری عایدم نشده است و هیچ کدام منجر به مصاحبه با کارفرما نشده است. همین وضعیت مشابه برای سایر دوستان که تقریبا با من اینجا آمده اند وجود دارد و همه از این وضعیت کلافه اند. وقتی به سایتهای کاریابی مراجعه می کنید آگهیهای زیادی مرتبط با خود می بینید اما عجیب اینکه رزومه تازه واردها خیلی در اولویت قرار نمی گیرد. برای تشخیص وضعیت کاری مرتبط با رشته خودتان می توانید به سایتهای http://www.seek.com.au و http://www.careerone.com.au مراجعه کنید.

ما که مثلا به عنوان Skilled Worker اینجا اومدیم فکر میکردیم که داشتن کلی تجربه کاری و افتخارات گذشته کمک می کنه که خیلی سریع شغل خوبی پیدا کنیم اما وقتی پایتان اینجا میرسد با واژه ای به نام Local Experience مواجه می شوید که مثل پتک همه جا بر سر تازه واردها وارد می شود. یعنی اگر سابقه کاری در استرالیا نداشته باشید خیلی راحت کنار گذاشته می شوید. حالا یکی نیست به این اوزیهای ... بگه آخه رشته های مهندسی چه ربطی به Local Experience داره؟! مگر غیر از اینست که رشته های مهندسی دارای اصول و قواعد و استانداردهای یکسان در کل دنیا هستند؟ حالا به فرض که شما تافته جدا بافته از دنیا باشید، حداقل اول آدم را به مصاحبه دعوت کنید بعد با دلیل ردش کنید. خلاصه چی بگم که دلم خونه ...

یک فرضیه ای هم هست (من تایید نمی کنم، فقط شنیده ام) که آژانسهای کاریابی برای اینکه خودشان را فعال نشان بدهند و همچنین اقدام به جمع آوری رزومه ها بکنند آگهیهای تخیلی منتشر می کنند که اصلا وجود خارجی ندارند!! مشکل دیگر اینکه آقایان و خانمهایی که در آژانسهای کاریابی کار میکنند لزوما تخصص لازم را برای تشخیص رزومه خوب از بد ندارند و با یکسری مشخصه های ظاهری روزمه های مورد نظر و موفق (!) از نظر خودشان را انتخاب می کنند. برای همین توصیه می شود که اگر می توانید پیگیر آگهیهایی باشید که به طور مستقیم از طرف شرکت کارفرما اعلان شده است که با این کار حداقل آژانسهای کاریابی را دور زده اید و شانس خود را افزایش داده اید.

اما مهمترین مساله قطعا بحران اقتصادی است که استرالیا را هم بی نصیب نذاشته و از شانس ما اگر شرکتها خیلی لطف کنند و اقدام به تعدیل نیرو نکنن ، حداقل خیلی کم نیروی جدید به مجموعه شان اضافه می کنند. در صورت جذب نیرو هم اولویت با کسانی است که تجربه کار قبلی در استرالیا را داشته باشند و از نظر زبان انگلیسی در سطح خوبی باشند.

در هر صورت الان مساله کار و کاریابی مهمترین دغدغه ذهنی من و امثال من است که کل وقتم را به خود گرفته است. در حال حاضر در کنار این کار به یکسری کلاسهای English For Employment میرم که به صورت رایگان برای کسانی که نمره آیلتس بالای ۶ دارند در AMES برگزار می شود که کمک خوبی در نحوه نگارش رزومه و انجام مصاحبات تلفنی و حضوری بوده است و امیدوارم به دردم بخورد. این مطالب نیاز به پست جداگانه ای دارد که حتما خواهم نوشت. فقط همین قدر بدانید که رزومه های ایرانی عملا هیچ کاراریی در اینجا ندارند و باید از نو بنویسید! به علاوه با واژه جدیدی به نام Cover Letter برخورد می کنید که نقش کلیدی در جلب توجه کارفرما برای دعوت شما به مصاحبه ایفا می کند.

اینکه خیلی موفق به دادن پست جدید نمیشوم تنها دلیلش همین دغدغه ذهنی است و بس. به خصوص که با کاهش منابع مالی نگرانی ما هم زیادتر میشود. تا اینجا که به لطف خدا و کمک دوستان همه کارها طبق برنامه جلو رفته است و الان به سد کار برخورد کرده ایم. برای عبور از این مانع هم به شدت محتاج دعای دوستان هستیم.

 

ساحل بهانه ایست، رفتن رسیدن است

پست قبلی ام شبهاتی را در برخی دوستان ایجاد کرده بود که لازم می دانم توضیحاتی بدهم. دوست ندارم مطالبم باعث شک و دودلی در کسانی شود که می خواهند قدم در راهی بگذارند که من ۲ ماه قبل گذاشته ام. برای همین لازم میدونم این پست را کاملا متفاوت از سبک نوشته های قبلی ام بنویسم.

در زندگی برخی لحظات است که با هیچ جمله ای نمی توان به بیان آنها پرداخت و شاید توضیح ندادن بهترین توضیح برای آن باشد. باید اقرار کنم که موج سینوسی که برخی از دوستان مهاجر در مورد آن اشاره کرده بودند و من تنها وانمود به درک آن می کردم، سراغ من هم آمده بود و حالا میتونم بگم با تمام وجود درکش کرده ام! موجی که پست قبلی ام را تبدیل به یکسری کلمات منقطع کرد.

اما میخواهم یکبار دیگر به خود یاد آوری کنم تمام هزینه هایی که امروز پرداخت می کنم برای رهایی از جهنم تردید بین ماندن و رفتن بود که آفت روحم شده بود و تصمیم به رفتن، پایان این تردید بود. مهاجرت تنها ترک وطن نبود بلکه ترک همه آن رخوت و سستی هایی بود که گریبانگیر لحظه لحظه زندگی ام شده بودند. انصراف از رفتن چاره کار نبود. مطمئنم قدم در راه درستی گذاشته ام که صرف نظر از نتیجه آن، مرا یکبار دیگر به خودم ثابت خواهد کرد. مگر نه اینست که به قول سهراب سپهری عزیز، زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد؟ خود را به زمین انداخته ام که دوباره برخواستن را تمرین کنم و چون برخیزم بلندتر از قبل قد خواهم کشید. توکل تنها توشه راهم خواهد بود و تلاش تنها سرمایه زندگی جدیدم .

قطعا باز هم این موج غریب به سراغم خواهد آمد اما قایق ایمانم محکمتر از آنست که با آن بشکند و بادبانهای اشتیاقم را برافراشته تر از قبل خواهم کرد و به سوی ساحل موفقیت خواهم راند...

 

تا حالا این مدلی متن ننوشته بودم!! فکر کنم الان بهتر شده ام. شما چطور؟ :)