بالاخره امسال هم با تمام فراز و نشیبهاش داره به آخرین لحظاتش نزدیک میشه و چیزی حدود ۳۹ ساعت دیگه وارد سال جدید میشیم.سالی که برای من و همسرم آغاز تجربیات جدید و لحظات پر التهاب خواهد بود. در این واپسین روزهای اسفند برای همه شما و خودمان آرزوی عاقبت بخیری می کنم و امیدوارم سالهای پیش رو، سالهای نزدیک شدن به اهداف عالیه مان باشد. من به همراه همسر گرامی قصد مسافرت ۱۰ روزه داریم و در این مدت بعید می دونم به اینترنت دسترسی داشته باشم. پس وعده ما تا ۱۰ روز دیگر.

در اینجا می خوام شما را میهمان متن ترانه ای بکنم که اخیرا شنیده ام و خیلی به دلم نشسته. فکر می کنم هماهنگی جالبی با احوالات این روزهای ما داشته باشد.

در روزهای آخر اسفند

در نیم روز روشن

وقتی بنفشه ها را

با برگ و ریشه و پیوند و خاک

در جعبه های کوچک چوبین جای میدهند

جوی هزار

زمزمه درد و انتظار

در سینه می خروشد و بر گونه ها روان

ای کاش آدمی

وطنش را همچون بنفشه ها

می شد با خود ببرد هر کجا که خواست

در روشنایی باران

در آفتاب پاک

در روزهای آخر اسفند...

 

لینک ترانه :

http://www.esnips.com/doc/fb8583b3-f82c-4ad2-be35-77eac4216c2b/Kooche-banafsheha