کار کار و باز هم کار
قبول دارم که کم کار شده ام. البته کم کاری من در وبلاگ به دلیل پر کاری در دنیای واقعی است. ظاهرا در کشوری که مردمش به ریلکس بودن و با آرامش کار کردن معروفند درست من باید در شرکتی شروع به کار کنم که مدیر رومانیایی آن شب زودتر از 10 دست از کار نمی کشد و انتظار دارد ما هم مثل تراکتور براش کار کنیم! قصد ناشکری و یا نارضایتی ندارم فقط همینو بگم که از وقتی پا به این شرکت گذاشتم همش واژه DeadLine تو گوشم بوده و استرس کاری به حدی بوده که علاوه بر کار 12 ساعته، بعضی از روزهای تعطیل هم مجبور بشم به شرکت برم. به خصوص که آدم در دوره آزمایشی باشد و بخواهد جاش رو محکم کند. بالاخره این DeadLine هم مثل بقیه به پایان رسید بدون اینکه تونسته باشیم به زمانبندی از پیش تعریف شده برسیم. ظاهرا مشکلات زمانبندی و مدیریت پروژه اینجا هم دست از سر ما نمیخواد بردارد!
اینا رو گفتم که فکر نکنید وبلاگ تعطیل شده و دیگه نمی خوام بنویسم. اتفاقا مطالب زیادی هستند که به اشتراک گذاشتن آنها بسیار خوب خواهد بود. سعی می کنم با یه خورده سبکتر شدن کارم در شرکت به نوشتنم نظم بدم. البته اگه این آقای رییس نقشه جدیدی برایمان نکشیده باشد.